گودزیلا در دویسبورگ

May 29, 2018  •  Leave a Comment
ساعت سه و نیم عصر کار اداری ام در مدرسه بزرگسالانِ دویسبورگ تمام شده. ساعت سه و نیم است. از شدت گشنگی تصمیم می گیرم بپرم رو به روی مدرسه، توی یکی از شعبه های برگرکینگ غذا بخورم. سریع دوچرخه را برمی دارم و جلوی در غذاخوری پارک می کنم. چند قطره باران روی دستها می ریزد ولی ناچیزند. اما از فاصله پارک دوچرخه تا در غذاخوری باران به شکل شیلنگی شروع به بار...
Read the Full Post »

نقاشی زیر بهمنِ تقدیر

May 22, 2018  •  1 Comment
من بارها این روزها از خودم می پرسم آیا راه رو درست اومدم؟ آیا این همون چیزی هست که از زندگی می خواستم؟ و بعد از کمی کلنجار رفتن با خودم به یک سری تصویر از گذشته ام بر می خورم. موقعیت هایی توی زندگیم بوده که اصلا راه دیگه ای برام وجود نداشته. موقعیت هایی هم بوده که ترسیدم امتحانشون کنم. موقعیت هایی هم بوده که ضعیف بودم و نتونستم به نقاط قوتم اعتماد...
Read the Full Post »

کجای کار اشتباه بود؟

May 17, 2018  •  Leave a Comment
معنیش این نیست که همه روزها حالم بد است. مثلا دیروز روز خوبی بود. بی دغدغه، مفید، متنوع. توی خانه ماندم. غذای مورد علاقه ام را درست کردم. ساعت یازده نوبت آریشگاه داشتم. بعد نهار خوردم و خوابیدم و بعد روی بازبینی یک کتاب کار کردم. بعد هم موهایم را رنگ کردم و یکی از کورس های باشگاه ورزشی را رفتم. امروز اما روز غمگینی است. فکر های منفی و نا امیدیها هج...
Read the Full Post »

رادیو گفت بلند شو برو دنبال کارت!

May 02, 2018  •  2 Comments
اینجا از زندگی ام رسیده ام به تپه ای که دیگر جلوترش را نمی بینم. حس می کنم هر چه تلاش می کنم و هر چه تلاش کرده ام، به جایی که می خوام نمی رسم. شاید البته یکی از مشکلاتم این هست که نمی دانم چه می خواهم. زمان های کمی توی زندگی ام بوده که دقیقا بدانم چه می خواهم. یادم هست سال های 79 و 80 دقیقا دلم می خواست در حوزه گفتگوی تمدنها فعالیت کنم. حاضر بودم ه...
Read the Full Post »

بهار را صدا بزن

April 17, 2018  •  2 Comments
هوا رو به گرم شدن است. بهار خودش را نشان می دهد. زیر برگهای تازی سبز شده، از بوی خاک باران خورده و نسیم خوشایند می شود حسش کرد. دوباره دلتنگ این فصل سال شده بودم. البته از دسته آدمهایی هستم که گرده گلها حسابی حالم را بد می کند و عطسه پشت عطسه. چند وقتی مبارزه کردم و بالاخره تصمیم گرفتم بروم و از داروخانه آنتی هیستامین بخرم. قیمتش لعنتی 5 و نیم یورو...
Read the Full Post »