خشونت علیه دست فروش جرمه و با عذرخواهی عفو نمی شه

November 20, 2016  •  Leave a Comment

خانم دست فروشی توی فومن کتک خورده از دست مامورهای سد معبر شهرداری. این مساله البته متاسفانه خیلی زیاد توی ایران اتفاق می یفته. من خودم بارها به چشم دیدم که چطور مامورها مثل داروغه ها و قلدرها به کسایی که دست فروشی می کنن، حمله می کنن. یادم هست وقتی یازده دوازده ساله بودم یک بار با مامانم از توی بازار رشت به سمت ساختمان شهرداری می رفتم. کسایی که شهر رشت رو می شناسن می دونن که رو به روی کفش نایس سابق همیشه کلی دست فروش می ایستند. دست فروش ها هم یه همکاری تیمی تاریخی با هم دارند. به هم خبر می دن چه زمانی مامورها می یان. ظاهرا او روز به یک جوونی که کفش تابستونی می فروخت، خبر نرسید. یکهو دیدم یک یابوی گنده ای که ریش بلند سیاه گذاشته بود و ابروهای عمو جغد شاخداری داشت با این جوون که شاید به زور 18 سالش می شد گلاویز شده. یعنی در واقع می خواست بارش رو ازش بگیره و ضبط کنه. من میخکوب شدم و مامانم هم توجهش جمع شد. یکهو دیدم که این مامور که البته با چند مامور دیگه بود، در برابر سرسختی این جوون شروع کرده به مشت زدن به سر و صورت و پشتِ جوون. من با اینکه کوچیک بودم و اصلا خودم یکی بهم تلنگر می زد، می یفتم، یکهو خون جلوی چشمم رو گرفت و رفتم اون وسط. اصولا بلد نیستم بزنم اما ماشالله جیغ خوب می زنم. شروع کردم به گستاخی کردن به مامور شهرداری به شکل جیغ. چنان که اون نقطه، مرکز توجه بازار شد. و همه به سمت این مامور و این جوون می دویدند. اصلا یادم نیست چه کار می کردم اون وسط. شاید تلاش می کردم جدا شون کنم. مردم دیگه هم جمع شدن و مامور رو کلی خجالت دادن که تو از خدا بی خبری و نمی ذاری این جوون یک لقمه نون در بیاره. مامور چنان از دست ما ذله و شوک شد که یادم هست بعد از ول کردن این جوون بهش گفت حالا خوب شد همه رو جمع کردی؟ بشین دیگه بشین. کاسبی کن. بعد از رفتن مامور یادم هست خودم یک جفت از کفش هاش رو خریدم. کفش کشی سبز رنگی بود که کف ابری داشت. صحنه های حمله به دست فروش ها رو هم به کررات در خیابون های منتهی به بازار تهران دیدم. یعنی یهو گازانبری می ریختن و جمع می کردن. کتک زدن ندیدم اما دیدم که رفتارهای خشونتباره و دست فروش ها در می رن و از این حرفها.

حالا این خانم دست فروش که توی فومن کتک خورده شده ستاره شبکه های اجتماعی. به مدد شبکه های اجتماعی ظلمی که بهش شده، دیده شده. اما من و خیلی ها می دونیم که هر روز خیلی از دست فروش ها توی ایران کتک می خورن. چون نرخ بی کاری بالاست. چون این دست فروش ها پول اجاره غرفه های شهرداری یا مغازه رو ندارن. توی آلمان شهرداری موظف هست روزهای خاصی در هفته به دست فروش های مختلف اجازه بده وسط شهر بساطشون رو پهن کنن. شهرداری مدیریت می کنه و غرفه استاندارد می ده. در زمان مشخص حق دارند دست فروش ها غرفه رو باز کنن و زمان مشخص ، در پایان روز ببندنش و جمعش کنن و محل رو کاملا تمیز کنن و برن. اگه طبقه قاعده رفتار نکنن، شهرداری دفعه بعد بهشون غرفه نمی ده. توی ایران مدیریت شهرداری مساوی خشونت ورزیدن و غارت افراد دست فروشه.

به یک مصاحبه با خانم مهرانگیز کار گوش می دادم و این چیزها رو یاد گرفتم:

 شهرداری حق نداره برای مدیریت دست فروش ها دست به خشونت بزنه.

شهرداری وظیفه داره برای دست فروش ها امکان فروش فراهم کنه.

اینکه شهرداری از این خانم عذرخواهی کرده کافی نیست. باید مقام قضایی فومن هم فرد خاطی رو مورد پیگرد قرار بده. یعنی نه شکایت خصوصی از فرد متهاجم بلکه مدعی العموم باید از این فرد شکایت کنه چون حق نداشته در لباس قانون دست به خشونت بزنه.

 

 

امیدوارم این مساله یک قدم مثبت باشه تا دست فروش های ایران به حقوقشون بیشتر آگاهی پیدا کنن. مثلا اینکه اگه یک دست فروش حاضر نشه خیابون رو ترک کنه فقط پلیس اون هم با حکم قضایی حق داره اون ها رو به اجبار حرکت بده یا وسایلش رو ضبط کنه.


Comments

No comments posted.
Loading...