تعطیلات کریسمس را چگونه گذرندادید؟

December 26, 2016  •  Leave a Comment

تعطیلی کریسمس اومده. من و یوخن دو روزه که به شکل گشاد و خرسند توی خونه ایم. هر روز صبح به هم می گیم چه "کارهایی" باید بکنیم و آخر روز می بینی فقط خوابیدیم و کتاب خوندیم و فیلم دیدیم و البته خوردیم. برای شب کریسمس اردک برلیان کردم. باللللللللللللللللللللللللاخره. خوب شد. البته مطمئن هستم اگه مرغ بود بیشتر لذا می بردم. کتاب ششصد صفحه ای "کمک" هم تموم شد. قبلا درباره اش نوشته بودم. حالا یه خورده با وقفه مصیبت تمام شدن یک کتاب خوب مواجه هستم. چند کار نکرده عظما دارم که باید تا آخر همین سال تحویل بدم. یکی پروژه فارسی گفتگو هست و دومی هم بازخوانی یک کتاب درباره ایران. هر دو انجام شدن ولی تمومشون نمی کنم. مثل پایان نامه. عرض کردم که فصل آخر تموم شد/ نه؟ خوب باید بگم تموم شد. البته حالا باید برم فصل اول رو کلا عوض کنم و از اول بنویسم. این زندگی منه. کارها تقریبا تموم شدن ولی کاملا تموم نمی شن.

عکس غذای کریسمس رو برای فروزان و معصومه فرستادم از طریق تلگرام. کلی کلمات امیدوار کننده شندیم.

دیشب و امروز مستند شهبانو رو دیدم. نمی دونم این زن چرا با اینکه کارهای واقعا خوبی برای ایران کرده مثل بنای کانون پرورش فکری، موزه فرض و موزه هنرهای معاصر، اما حاضر نیست اشتباه ها و گندهایی که خودش و خانواده پهلوی زدند رو بهش حتی اشاره کنه. بابا لعنتی شوهر تو رئیس یک مملکت بوده، شغلش رو تشریفاتی مثل ملکه انگلیس هم نمی دیده. روی همه چیز می خواسته مسلط باشه. بعد چطور به انقلاب می گی یک هرج و مرج که از کنترل خارج بوده؟ چرا آدمها نقص هاشون رو می ذارن تقصیر تقدیر اما کارهای خوبشون رو از مفاخر و دست آوردهای خود می دونن. دو تا از بچه هاش هم خودکشی کردند که من به شخصه فوق العاده متاسفم. اصلا برای کل خانواده پهلوی که اونطور ایران رو ترک کردن متاسفم اما خوب بابا یک کلمه بگو که ما چون از تاج و تخت پایین اومدیم و هیچ وقت ننشستیم باورمندانه خودمون رو نقد کنیم بچه هامون نتونستن ایده آل رو به واقعیت بچسبونن و هوت ترجیح دادن برن. در هر دو مورد شهبانو گفت که خوب دوستای بد داشتن بچه هاش و دارو می خوردن.  دوستای بد! ملت بد! کشورهای بد، نزدیکانِ بی چشم و رو! مورد دیگه در مورد گفتگوی تمدنها که به همین راحتی گفت ایده شایگان بوده که خاتمی دزدیده. بابا خانم شهبانو. این دیگه کار من بوده. اگه نظر به دزدی داری که باید بگی خود شایگان هم ایده رو از یک پروفسور اتریشی به نام کوچلر دزدیده. اگه معتقدی که نه نظر کوچلر چیز دیگه بوده و حرف شایگان چیز دیگه، اونوقت باید بدونی که حرف خاتمی هم چیز دیگه بوده. خلاصه که خانم شهبانو حداقل در این مورد کاش چند کتاب می خوندی و بعد صحبت می کردی.

والله

رادیو داره چپ و راست ما رو با آهنگ های کریسمس بمباران می کنه. امشب شب آخر تعطیلی کریسمسه. دو روز آینده زندگی به حالت عادی برمی گرده. بعد دو باره تعطیلی سال نو می رسه. توی ایران خیلی ها مثل بابام فکر می کنن کریسمس همون شب سال نوست. به عقل سلیم ما ایرانی ها سال نو باید یک دلیل خوبی داشته باشه و چه دلیلی خداپسندانه تر از تولد مسیح. ولی این شکلی نیست. خود من هم تا وقتی بیام اینجا چنین تصوری داشتم.

خلاصه اینطوری. دیروز یوخن واسه نهار یک غذای من در آوردی توی آرام پز درست کرد. لوبیا و نخودش نپخته بود. بهش گفتم. گفت نه اینطوری بهتره که زیر دهن آدم بیاد.

شما فکر کن این بشر ایراد از خودش قبول کنه.

امروز نهار رفتیم ایستگاه قطار مک دونالد. آره می دونم غذای آمریکایی بی کیفیت اما منظره خوبی به شهر داره.

الان هم دارم این رو می نویسم یوخن خوابه.ساعت حدود دو و نیمه. از گوشت های اردک گذاشتم برای فسنجون در چند روز آینده استفاده کنم. خونه شبیه یک میدون بمب خورده است. این بی خیالی احمقانه و زندگی گشادانه تعطیل وارانه رو دوست دارم

 

..

 


Comments

No comments posted.
Loading...
Subscribe
RSS