لئونارد کوهن، گارسیا مارکزِ آوازه خوان من! angels-are-scratching at the door to come in!

November 15, 2017  •  Leave a Comment

چند وقت پیش سالروز فوت لئونارد کوهن بود. من از سال آخر ارشد کوهن و شعرهاش رو شناختم و وقتی به آلمان اومدم رسما معتاد بهش شدم. تمام روزهای تنهایی و دلتنگی من در بوخوم سال 2012 با شعرهاش گره خورد. توی این سال ها غم ها و غصه ها رو باهاش وقت دوش گرفتن به دست آب سپردم. وقت هایی که خسته ام و دارم از خودم توی دفتر خاطرات می نویسم باز این صدای خوب و دلگرم کننده کوهن هست بهم قدرت و امید می ده. انقدر تصویرهایی که در شعرهاش می سازه بکر و جذاب هستند که باید با تصویرهای نویسنده صد سال تنهایی مقایسه اش کرد. به نظرم باید به کوهن جایزه نوبل می دادند نه اونی که بالاخره معلوم نشد براش ارزش قائل بوده یا نه.

به این تصویر نگاه کنید توی این چند کلمه از یکی از آوازهای لئونارد کوهن:

Tell me again
When the angels are panting
And scratching at the door to come in

بهم بگو که (دوستم داری و بهم نیاز داری)

وقتی که فرشته ها نفس می کشن و خودشون رو به در می مالن تا بیان داخل....

 

به این شعر اینجا گوش کنید:


Comments

No comments posted.
Loading...
Subscribe
RSS