تعطیلی کریسمس

December 26, 2017  •  1 Comment

آمدم که تند تند یک پست بگذارم و بروم. دو سه روز کریسمس مثل برق و باد گذشت. خوش هم گذشت. کمی هم با عذاب وجدان البته. گفتم که دچار بیماری خوش نبودن شده ام. فکر می کنم که باید یک کاری بکنم و یا کارهای عقب افتاده را انجام بدهم.امروز عصر به یوخن می گفتم که بزرگترین چالش من با اخلاق های تو کتاب خواندنت هست. این بشر در هر حالت و وضعیتی یک کتاب یا مجله جدید توی دستش دارد. در مورد موضوعات مختلف و خوب بیشت حیطه مطالعه خودش کتاب های جدید می خرد و من انقدر توی این چند سال عذاب وجدان گرفته ام دیگه کلا یک تیک عصبی برایم شده. توی خانه ما از هر طرف که راه بروید به کتاب بر می خورید. البته خدایی دستشویی در امان هست. خانه استاد راهنمایم حتی توی دستشویی چند کتاب داستان کوتاه و مجله های زرد هست.

خلاصه اینکه کریسمس خوب بود. چند روز رفتیم هلند. ماشین کرایه کردیم و من هم یک خانه تابستانی رزرو کردم. رفتیم جایی به نام وست کپله. West Kappele

نهار را یک جایی نزدیک شهر انتورپن در بلژیک خوردیم و کلی پدر و مادرم را یاد کردیم که وقتی سال 2013 پیش ما آمده بودند ذوق دیدن دو کشور در یک روز را داشتند. امیدوارم سال جدید باز بتوانند بیایند. خانه که کرایه کرده بودیم روی هم رفته خوب بود. یک اتاق مجهز به وسایل آشپزخانه بود و یک دستشویی و حمام بزرگ. هراسم از سرد بودن خانه بی معنی بود اما خانه کوچک بود. به هر حال چند روز ابری و بارانی را راه رفتیم، عکس گرفتیم و با هم توی تخت فیلم های حیات وحش را تماشا کردیم و نیمروی پر نمک خوردیم. شب کریسمس خانه بودیم.همسایه مهربانمان فردایی با ترس بهم اس ام اس داد که شما که رفته بودید مسافرت پس چرا از بالا (یعنی خانه ما) صدا می آید.

امروز هم ماشین را برداشتیم و رفتیم همین اطراف دویسبورگ و کنار دریاچه های شهر باال و راین هاوزن پیاده روی کردیم.یک رستوران کوبایی هم پیدا کردیم که واقعا غذایش خوب بود و به نظرم حتی به صرف بود قیمتش. کل رستوران عکس های چگوارا داشت و سیگار برگ.

از فردا چند روز عادی شروع می شود و بعد هم تعطیلی سال نوست. مثل سیزده روز تعطیلی نوروز ماست. فقط ادا و اطوارش متفاوت است.


Comments

چراغ خاموش(non-registered)
[آیکن اخم]
واااااا ... چیکارش داری خب
امیدوارم ک این رفتار پسندیدش در شما هم اثر کنه
.
.
No comments posted.
Loading...
Subscribe
RSS