مرغانه

June 21, 2017  •  1 Comment

دیروز زحمت کشیدم و لاک بی رنگ رو روی مبل خالی کردم. مبل از مخمل مرغول و قرمز رنگی تشکیل می شد که حتی بعد از بیست سال عمر با برکت مثل قالی کرمان می درخشید. اولش چنان پنیک گرفتم که به لکنت افتادم. هیچ کس خونه نبود. لاک پاکن مایع هم تموم شده بود. سعی کردم با دستم (!) حجمی از لاک رو بردادرم. یک لکه بزرگ و یک لکه متوسط سمت چپ مبل بود. بعد دوچرخه رو برداشتم و به حالت سر زنان سینه زنان رفتم و از فروشگاه د.ام دو بسته لاک پاکن خریدم. از پنیک زیاد به یکی از کارمندهای اونجا هم توضیح دادم که چه دسته گلی به آب دادم. اون هم با خونسردی گفت هیچ کاری نمی تونی بکنی چون با لاک پاکن رنگ قرمز مبل رو هم می بری. حالم خیلی بد شد اما تونستم خودم رو به خونه برسونم. لاک خشک شده بود روی مبل. با یک حوله سفید سعی کردم در چند مرحله لاک رو پاک کنم اما بدتر هم شد. حالا دیگه هق هق گریه هم می کردم که یوخن زنگ زد. من هم با هق هق بهش گفتم که چی کار کردم تا باری از مسئولیتی برداشته بشه. اما اون هیچ توجهی نکرد و گفت که زنگ زده یادآوری کنه که پنجره دستشویی رو موقع خروج از خونه ببندم چون هوا گرمه امروز بیرون. این حرکتش یعنی خودت از پس گندی که زدی بر بیا و لطفا بیشتر گند نزن و اون پنجره رو ببند که هوای خنک خونه بیرون نره.

لباس پوشیدم رفتم دو تا مغازه مبل فروشی نزدیک خونه مون که احتمالا این مبل از اونجا خریداری شده. با خودم به این نتیجه رسیدم که هیچ کس نمی تونه لک رو پاک کنه و باید رویه مخمل مبل عوض بشه. اولین مغازه بهم چند نوع رویه مبل مخمل نشون داد که محشر بودند اما مطمئن هستم رنگشون به مبل ما نمی خوره. متری 119 یورو. دومین مغازه هم گفت تا مبل رو نبینه نمی تونه بگه چه کار می شه کرد. بعد هم سرچ کرد اسم یوخن رو و ما فهمیدیم که مبل از اونجا خریداری نشده. بعد اومدم خونه و از طریق اینترنت گشتم و چند شرکت لکه شویی حرفه ای رو پیدا کردم و باهاشون تماس گرفتم. یکیشون با دیدن عکس مبل و لکه گفت می شه کاری کرد. بهم یک نوبت داد برای پنجم جولای و گفت که 129 یورو می شه پول لکه بری. دومی با دیدن عکس گفت که احتمال قوی هیچ کاری برای این لکه نمی شه کرد ولی حاضره بیاد و از نزدیک ببینه و نظر نهایی بده. من سه ساعت رو در این مصیبت به سر بردم و بعد تصمیم گرفتم با همین نتایج خودم رو آروم کنم و به دانشگاه برم.

نتیجه اخلاقی: مسئولیت چیز سخت و کمرشکنی هست. الان یک هفته ای هست که هی در حال گند زدنم. اما از شما چه پنهون من همیشه گیجم و گند می زنم. همین چند ماه پیش یک شارژر بی ربط رو زدم به لپ تاپ یوخن و بدبخت سوخت. تا بدمش تعمیر یوخن از غصه رفت واسه خودش یکی جدید خرید. خیلی خجالت کشیدم. همین چند روز پیش هم دو تا استکان قهوه رو آن واحد شکستم. موبایلم رو دو هفته پیش افقی زدم به کف رستوران و شیشه های به قطعات برفی تبدیل شد و انا لله ... قرار تولد دوستم رو یک روز جلوتر رفتم!!!! دیگه چی بگم؟ این مبل رو خیلی دوست داشتم و می دونم که یوخن هم خیلی دوستش داشت. حالا گند زدم. به قول مامانم مرغانه کردم!!! بد تر از همه اینه که حس می کنم یوخن دیگه بهم بی اعتماد شده و در مورد اینکه حواسم باشه و تمرکز داشته باشم هی بهم تذکر می ده....


Comments

لیلی(non-registered)
به چه حقی دوست دسته گل من رو گیج خطاب می کنی.از خودت زیاد توقع داری،دکترا خوندن اونم به زبان غیرمادری و یادگیری زبان سخت آلمانی و ... برای آدم های سخت و کوهوار هم سخته چه برسه دختر ایده آلگرای مثل تو.
همه ی اینها از خستگی و استرسه
No comments posted.
Loading...