man muss fair sein

August 29, 2017  •  1 Comment

همین حالا با بوردزیل از روی یک نفر رد شدم. البته مفتخر نیستم اما راستش برایم راه دیگری نگذاشت. از اینکه هر آدمی ناعالانه درباره ایران یا المان یا هر کشور دیگری که می شناسم، یا هر آدم دیگری که می شناسم حرف بزند، به جوش و خروش می یفتم. خیلی موقع ها اما توی خودم میریزم به این بهانه که حالا اگر توضیح بدهم هم طرف نمی فهمد. اما امروز توی آسانسور یک خانم ترک مهاجر که کتابخانه را تمیز می کند را حسابی ارشاد کردم. از اینکه کسی از این دولت از این ملت حقوق بگیرد و بعد خیلی راحت توی چشم آدم زل بزند و بگوید افتضاح است و جالب تر اینکه بگوید ترکیه از آلمان بهتر است دیگر از آن حرف هاست. قبل از اینکه یعنی چشمم را در بیاورید و فکر کنید از خودبیگانه و یا غربزده شده ام باید بگویم من معتقدم که هر کسی حق دارد هر کشور، دولت و مردمی را نقد کند. اما خواهش می کنم نقد کند. من از خیلی از ترک های مهاجر اینجا می شنوم که ترکیه بهشت برین است و آلمان اخ و تف! بابا اگر اینطور هست چرا اینجا مانده اید. شما که نود و نه درصدتان پناهنده نیست. یک ماجرای تاریخی دوره 1950 پدربزرگ و مادربزرگ هایتان را به اینجا کشانده. بله به این دلیل که آلمان بعد از جنگ جهانی دوم به نیروی کار نیاز داشته. دست همه هم درد نکند. همه هم در خوبی و بدی این کشور سهیم هستند. اما من نمی فهمم چرا شما پای حق و حقوقتان در آلمان می افتد همه دموکرات و لیبرال می شوید و می خواهید تا اپسیلون آخر حق شهروندی را بگیرید اما وقتی حرف ترکیه می شود همه نسبی گرا می شوید و یقه برای اردغان پار می کنید و می گویید اوه می دانی در آن بخش از جهان باید یکی سختگیر (نه دیکتاتور، اصلا از این کلمه استفاده نمی کنید) باشد تا حساب کار کردها و خائن ها دستشان بیاید. به همین راحتی. یعنی اینجا باید لیبرال باشد اما ترکیه اگر به سمت دیکتاتوری پیش می رود اشکالی ندارد!

خانم ترک توی آسانسور را می گفتم. طبقه همکف یکی از همکارهای کتابخانه که آلمانی بود با ما سوار شد. باید منفی یک می رفت و خانم ترک طبقه چهار. من هم. بعد این خانم آلمانی شروع کرد خوش و بش کردن با خانم ترک که مسافرت خوب بود. حسابی از هایمات لذت بردی. و خانم ترک هم با آلمانی کاملا شکسته و بی ریخت (بله بخشی از ترک های اینجا بعد از حتی بیست سال زندگی در آلمان هم آلمانیشان خوب نیست و در حد آ آینز هست) گفت که بله خیلی خوب بود و من همه اقوام و خانواده ومهمتر مادرم را دیدم. رسیدیم منفی یک و خانم آلمانی خداحافظی کرد و من با خانم ترک همراه شدم. دو سالی هست که می شناسمش. هیکل کوچکی دارد. حجاب میکند و ابروهای پر پشت مشکی دارد و صورتش گرد و تپل هست. با همان لبخندش برایم بیشتر از ترکیه گفت. که بهشت است و همه چیز آنجا خوب هست. و من هم سر تکان دادم و گفتم بله چه خوب. من اما متاسفانه تا حالا نرفته ام اما تعریفش را خیلی شنیده ام. بعد گفت که بله من شوهرم بازنشست شده و فقط منتظر من هست که بازنشست شوم و بعد با هم برویم ترکیه زندگی کنیم. تا اینجا هنوز همه چیز خوب بود. و من شروع کردم نگران شدن که خواهش می کنم همینجا تمام کن و مثل خیلی از ترک های اینجا که نمی دانم چرا من را خودی می بینند و حرف هایشان را با این جمله غیر منصفانه تمام می کنند که اما آلمان بد هست، جمله ات را انطوری تمام نکن. اما کرد. گفت: "آخر می دانی، آلمان بد هست. ترکیه عالی است"! آسانسور به طبقه چهار رسید و باز شد و همینکه ما خارج شدیم من سریع حرف هایم را زدم:

" اگر بد هست چرا اینجایی؟"

با همان لبخند اما کمی تعجب گفت: چون خوب اینجا کار می کنم

"چرا ترکیه کار نمی کنی؟"

"خوب چون"... حرفی نداشت

"ببین منظورم این هست که آلمان خوب هست که داری ازش حقوق می گیری. چرا می گی بد هست؟ ترکیه آیا به یک خارجی انقد سریع و خوب امکان کار می دهد؟ حقوق می دهد؟"

با همان لبخند اما انگار قدری هشیار نگاهم کرد. انگار منتظر شلیک بعدی بود طفلک.

"فکر می کنم باید قدری منصف بود". از کلمه باید استفاده کردم چون واقعا کار از بهتر است و اینها گذشته. در ثانی گفتم باید "منصف" بود. نگفتم باید "شاکر" بود یا چه. فکر می کنم همین منصف بودن توقع زیاد نیست از ملت! دیگر جلوی در طبقه رسیدم، در را برایش باز کردم.

"به نظرم باید منصف بود و قدر این کشور را دانست. درست نیست انقد راحت بگوییم کشور خوبی نیست. می توانی بگویی عاشق ترکیه هستی. من هم ندیده عاشق ترکیه ام. اما حق نداری اینطوری مقایسه کنی و بزنی توی سر این کشور. کشوری که تازه می خواهی چهار سال دیگر هم توش بمانی تا حقوق بازنشستگی ات را تکمیل کند".

با همان لبخند ازمن دور شد. حسابی غافل گیر شده بود.

از این به بعد اعلام می کنم هر کی جلویم چرت و پرت بگوید حسابش با خودش هست. بله!

 


Comments

لیلی(non-registered)
عمیقا باهات موافقم،هر کشوری و هر آدمی ای خوبی و بدی رو با هم داره و هیچ کس و هیچ جا سیاه یا سفید نیست،نمیشه فقط از سفیدی یکجا و یا از سیاهی ای نقطه ی دیگه گفت
No comments posted.
Loading...
Subscribe
RSS