Zenfolio | Forouzande مهمان باشی | Genieß dein Lebenاز زندگی لذت ببر

Genieß dein Lebenاز زندگی لذت ببر

November 28, 2017  •  Leave a Comment

وقتی شنیدم که متارکه کرده خیلی ناراحت و نگران شدم. نه به خاطر جدایی. خوب این هم یک واقعیته و بعضی اوقات بهترین راه حل. اما می دونستم که خیلی همسرش رو دوست داشت و یه جورایی دیوونه اش بود. چون اون موقع در یک کشور دیگه کار می کرد، نمی تونستم از نزدیک حال و روزش رو ببینم. مثل خیلی از ماها به ایمیل هم دیر جواب می داد و می ده. یک سال پیش ازش ایمیلی دریافت کردم که به المان برگشته. خیلی خوشحال شدم. گفت که فعلا کلن زندگی می کنه و دوست داره من رو ببینه. درگیر پایان نامه بودم و نرسیدم. دو هفته پیش بهم اس ام اس زد که بی معرفت بیا منو ببین. یا لااقل بیا و نی نی منو ببین. شوک شدم. باورم نمی شد. هم ذوق زده بودم و هم متعجب. آ چهل و چهارسالشه. یعنی در چهل و سه سالگی باردار شده. به نظرم ریسک بزرگی اومد. البته می دونم که تحت نظر پزشک می شه چنین کاری کرد. اما خوب باید خیلی بدن سالمی داشت و شرایط دیگه رو هم نرمال کرد. به هر حال از اینکه از پسش بر اومد شگفت زده شدم. حتی این احتمال رو دادم که اداپت کرده بچه. بعید ازش نبود. می دونم که کاری که بخواد رو انجام می ده و به حرف مردم اهمیتی نمی ده. اما اینطوری نبود. بچه رو خودش به دنیا آورده.

امروز رفتم و دیدمش. بچه مثل برگ گل سالمه. دختره و یک دنیا شیرین و زیبا. خود آ هم حالش بی اندازه خوب بود. البته به شکل خیره کننده ای همیشه هنر خوشحال بودن داره. به نظر من خوشحال بودن یک هنره. خیلی ها بلدش نیستن. برام از جدایی گفت و داستان باردار شدنش. (به شما بعله ربطی نداره ماجرا چی بوده )

برام گفت که احساس می کنه بعد از سال ها کار سخت و طاقت فرسا حالا به یک نقطه عجیب رسیده. بچه دار شده و مادرش با یک بیماری سرطان جنگیده و پیروز شده. گفت اینها براش نشونه اند. نشونه ی اینکه باید قدر زنده بودن و نفس کشیدن رو بدونه و مایوس نشه. یه جورایی حرف زدن باهاش برام مثل جلسه یوگا بود. البته یه وقتایی هم مثل رادیو به حرف زدن ادامه می داد و باید نگهش می داشتم یا به غمزه موضوع رو عوض می کردم.
وقتی توی قطار بودم و از کلن به دویسبورگ می یومدم با خودم فکر کردم، واقعا باید قدر زنده بودن رو دونست و با وجود همه مشکلات، فراموش نکرد، که می شه و باید از زندگی لذت برد...
(
این بخش آخر نصیحتی شد، ببخشید)


Comments

No comments posted.
Loading...
Subscribe
RSS